سلام
امروز داشتم با خودم فکر می کردم که بهترین جمله ای که تو زندگیم شنیدم چی بود به نظرم اومد که می تونم تو وبلاگ هم این سوال رو از همه دوستان بپرسم برا ی همین می خوام خواهش کنم اگه تمایل دارین می تونین تو وبلاگ پیامک به این سوال جواب بدین .حتی اگه دوست دارین بیشتر هم می تونین توضیح بدین که مثلا از کی شنیدین و کجا و چطور دیگه بقیش با خودتون ...الهی همیشه موفق باشین .
تصمیم دارم سه تا از بهترین شنیده ها رو با توجه به آرای خود شما عزیزان جان تو پست بعدی قرار بدم تا هم یه یادگاری تو پیامک باشه هم تونسته باشم یه جورایی از محبت های همتون تشکر کرده باشم .
یادتون نره ها حتما اون سه تا نظر بر تر رو انتخاب کنین
نوشته شده توسط سید امید محرم پور در چهارشنبه 21 آذر1386 ساعت 1:54 قبل از ظهر موضوع | لینک ثابت
تقدیم می کنم به روح پاک مسعود جان نثاری عزیز...
هر کی از تو می خونه غم تو صداشه
غمی که خوبه تو هر صدایی باشه
غمی که تا نباشه
صدا صدا نیست
این همه زمزمه توی خونه ها نیست
میگن عاشق یه صدای دیگه داره
عاشقی حال و هوای دیگه داره
می خونم تا همه باور بکنن
از تو خوندن یه صفای دیگه داره
قصه ای؟ خوابی؟ خیالی مگه تو؟
آرزوهای محالی مگه تو
واسه هر سری یه سودایی داری
سرنوشتی مگه؟ فالی مگه تو؟
نوشته شده توسط سید امید محرم پور در پنجشنبه 15 آذر1386 ساعت 2:50 قبل از ظهر موضوع | لینک ثابت
چرا عاقلان را نصيحت کنيم
بياييد از عشق صحبت کنيمتمام عبادات ما عادت است
به بی عادتی کاش عادت کنیم
چه اشکال دارد پس از هر نماز
دو رکعت گلی را عبادت کنیم ؟
به هنگام نيت برای نماز
به آلاله ها قصد قربت کنيم
چه اشکال دارد که در هر قنوت
دمی بشنو از نی حکايت کنيم؟
چه اشکال دارد در آيينه ها
جمال خدا را زيارت کنيم؟
قیصر امین پور روحش شاد
نوشته شده توسط سید امید محرم پور در دوشنبه 12 آذر1386 ساعت 10:46 بعد از ظهر موضوع | لینک ثابت
دستمال كاغذي به اشك گفت:
قطره قطرهات طلاست
يك كم از طلاي خود حراج ميكني؟
عاشقم
با من ازدواج ميكني؟
اشك گفت:
ازدواج اشك و دستمالِ كاغذي!
تو چقدر سادهاي
خوش خيال كاغذي!
توي ازدواج ما
تو مچاله ميشوي
چرك ميشوي و تكهاي زباله ميشوي
پس برو و بيخيال باش
عاشقي كجاست!
تو فقط
دستمال باش!
دستمال كاغذي، دلش شكست
گوشهاي كنار جعبهاش نشست
گريه كرد و گريه كرد و گريه كرد
در تن سفيد و نازكش دويد
خونِ درد
آخرش، دستمال كاغذي مچاله شد
مثل تكهاي زباله شد
او ولي شبيه ديگران نشد
چرك و زشت مثل اين و آن نشد
رفت اگرچه توي سطل آشغال
پاك بود و عاشق و زلال
او
با تمام دستمالهاي كاغذي
فرق داشت
چون كه در ميان قلب خود
دانههاي اشك كاشت.
عرفان نظرآهاری
تا همیشه ... دوستتون دارم ...
نوشته شده توسط سید امید محرم پور در دوشنبه 5 آذر1386 ساعت 1:10 قبل از ظهر موضوع | لینک ثابت
درباره وبلاگ

من همان غریب عاشقم
سینه چاک و ساکت و صبور
بی تکلف و رها
در خراب دشتهای دور
در پی تو می دوم
یک سبد ترانه چیده ام برای تو
یک سبد ستاره
کوزه ای پر آب
دسته ای گل از نگاه آفتاب
فهرست اصلی
دوستان
رویای صدا...سعيد پور محمودي
نشانی
آنجا تهران است - رادیو جوان ..
غزل ناب جوانــــی
نگاتیو
بهترین لحظه
یه زن
نوشته های پیشین
خرداد 1387
اردیبهشت 1387
فروردین 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
دی 1386
آذر 1386
آبان 1386
مهر 1386
شهریور 1386
مرداد 1386
تیر 1386
خرداد 1386
طراح قالب
POWERED BY